X
تبلیغات
دیروز.امروز.فردا
درباره ما

سعدیا دی رفت,فردا همچنان موجود نیست____در میان این و آن فرصت شمار امروز را
محمدمیر پاینده
بنویسد به دیوار سکوت،عشق سرمایه هر انسان است ،بنشانید به لب حرف قشنگ ،حرف بد وسوسه شیطان است،و بدانید که فردا دیر است،و اگرغصه بیاید امروز،تا همیشه دلتان درگیر است ،پس بسازید رهی را که کنون ،تا ابد سوی صداقت برود،و بکارید به هر خانه گلی ،که فقط بوی محبت بدهد.
------------------------------------------------------

محمدمیر پاینده
متولد یکم ثور (اردیبهشت)سال یک هزار وسیصد و شصت سه هجری شمسی
ولسوالی سوزمه قلعه
ایمیل : payandh@yahoo.com


تقویم جلالی قالب وبلاگ

]
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 12:56 - 86/05/22
خوش آمدید
دسته بندی : سوزمه قلعه



  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 20:58 - 92/11/21


تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»

صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.

دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،

تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،

تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،

تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،

تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،

تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،

تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

تو گفتی «من احساس تنهايی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد.

«من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،


دسته بندی :



  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 16:28 - 92/10/29

إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُون1

بدون تردید وحدت و همدلی از اصولی ترین آموزه های مترقی و بلند قرآن مجید است. گواه این مدعا دهها آیه قرآن است که مسلمانان بلکه همه مردم را به گردآمدن بر محور حقیقت و ترک جدال و تفرقه دعوت می کند، و به همین نسبت آیاتی است که از تفرقه و اختلاف، نهی و آن را مطرود می شمارد.

زمانی که خداوند اصولی ترین دعوت پیامران الهی را مطرح می سازد موضوع پرهیز از «تفرّق» را پیامی هم سنگ با اصل برقراری دین می شمارد؛ به این آیه توجه کنیم: «شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّی بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی وَعِیسَی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلاّ تَتَفَرَّقُوا فِیهِ»[2]؛ «برای شما از دین همانی را مقرر کرد که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه که به تو وحی کردیم و آنچه ابراهیم و موسی و عیسی را بدان سفارش کردیم که دین را بپا دارید و در آن پراکندگی و اختلاف نکنید».

در این آیه دو پیام اساسی به عنوان عصاره دعوت همه پیامبران بزرگ خداوند اعلام شده است.

1. برپا نمودن دین خداوند

2. پرهیز از تفرقه و اختلاف

گویا مهمترین آفتی که ممکن است دامنگیر دین خدا شود، آسیب اختلاف و تفرقه است که با روح برپایی دین در تضاد است.

پیامبر خدا صل الله علیه آله و سلم برای پدید آمدن این وحدت و اوج گیری آن دو بال را مطرح کردند.

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی»

قرآن و عترت دو لنگر کشتی عظیم وحدت اند که نجات بخش امت اسلام است.

قرآن که کاملاً در بین مسلمانان شناخته شده است اما عترت، یادگار پیامبر صل الله علیه آله و سلم برای دوره آخرالزمان شخصیتی الهی است که پیامبر خدا صل الله علیه آله و سلم نام، کنیه و اوصاف او را بیان کرده اند. صدها حدیث در کتابهای معتبر فرقه های مختلف اسلام دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانگر استمرار عترت در وجود شریف آن حضرت است. محوری که می تواند همه مسلمانان را در انتظاری مقدس، سازنده، آرمان ساز و جهت دهنده، شکل دهد.


دسته بندی :



  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 22:9 - 92/10/13
چند نکته
1- حرفي نزنیم كه دلي بلرزه...
2-خطي ننويسیم كه آزار بده كسي رو
3- جواب كينه را با كمتر از مهر ؛ و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهیم....
4- براي سياهي ها نور بپاشیم....
5- از چشمه درسِ خروش بگيریم ....
6-از آسمان درسِ پـاك زيستن....
7- با سنگ هم لطيف رفتار كنیم مبادا دل تنگش بشكند ..... سنگ خیلی تنهاست......
8-در مقابل تقدیر خداوند همانند کودکی یک ساله باشیم که وقتی او
را به هوا می اندازی ، می خنددچرا که اطمینان دارد او را خواهی گرفت
9- اگه نیاز مندی دیدیم
هیچوقت تو دلمون نگیم راست میگه یا دروغ…؟بدم یا ندم…؟آدم خوبیه یا بدیه؟
چشمامونو ببندیم و کمکش کنیم تا وقتی از خدا چیزی خواستیم
خدا هم تو دلش این سوالا رو از خودش نپرسه
چشماشو ببنده و بهمون بده
10-آنچه هستیم هدیه خداونداست به ما وآنچه میشویم هدیه ما به خداس.پس بی نظیرباشیم!
11-همیشه به این دو نفر گوش کنیم:
1- فرد با تجربه 2- معلم خوب
12-هیچوقت این دو تا کار را نکنیم:
1- دروغ 2- غیبت
13-هیچوقت این دو تا جمله را باور نکنیم:
1- آرامش در اعتیاد 2- امنیت دور از خانه
14-همیشه این دو تا جمله را بخاطر بسپاریم:
1- آرامش با یاد خدا 2- دعای پدر و مادر
15-همیشه به دو تا چیز دل ببندیم:
1- صداقت 2- صمیمیت.


دسته بندی :



  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 5:12 - 92/10/10


دسته بندی : سوزمه قلعه
برچسب‌ها: سوزمه قلعه, sozmaqala, sozma qala, سرپل


  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 16:28 - 92/10/03
هر چه بزرگی و عظمت است متعلق به خداوند و شهدای عزیزی هست که همه هستی خود را جانانه نثار او نموده اند تا اینک ما نیز با افتخار بر آن عزیزان هر چند وقت یک بار دلهامان را از زنگارهای ناشی از تعلقات دنیایی پاک کرده و در هوای شهدایی نفس کشیم باشد تا لیاقت قدر دانی از آن جان فشانی ها را پیدا کنیم . من نیز که عضو کوچکی از خدمتگذاران به شهدا در سیزدهمین یادواره آن رهیافتگان به کوی دوست بوده ام و به آن مفتخرم ، بدین وسیله از کلیه همکاران عزیزم در این مسابقه خدمت رسانی تشکر می کنم و به صبر و بردباری آنان در برابر همه سختی ها و مشکلات ، آفرین گفته و دستانشان را می بوسم و بر خلوص نیتشان غبطه می خورم و از کلیه عزیزان شرکت کننده در این مجلس که از مناطق و اقشار مختلف بودن نهایت تشکر و امتنان را دارم زیرا که ایشان با حضور کم نظیر خود باعث برگزاری باشکوه این غزتمندی و تکمیل زنجیره خدمت رسانی و گام نهادن به راه تا ابد سبز شهیدان شاهدمان شدند به امید سربلندی و سلامتی برای همه شما عزیزان ، این برنامه نیز همانند هر برنامه دیگری نقاط ضعف و قوتی داشت امید است تا شهدا ضعف ها را ببخشند و غرور را از قوت ها بگیرد زیرا غرور ضایع کننده ترین و مخرب ترین ابزار هاست. به امید روزی که همه با هم با یک دلی و وحدت در کنار قبور مطهر شهدا برگزار کننده باشکوهترین تجلیل ها از ایشان با برکات دینی ،اجتماعی و سیاسی گسترده باشیم. انشاءالله
دسته بندی : سوزمه قلعه



  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 22:38 - 92/09/29
شهید دکتر علی شریعتی مطلبی پیرامون شهادت ؛ شیعه ؛ عزاداری ها و جهاد دارد که حیفم آمد دوستانی که به وبلاگم سر می زنند از آن بی بهره باشند .

یکى از مهمترین و حیات بخش ترین سرمایه هایى که در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.ما از وقتى که، به گفته جلال «سنت شهادت را فراموش کرده ایم، و به مقبره دارى شهیدان پرداخته ایم، مرگ سیاه را ناچار گردن نهاده ایم» و از هنگامى که به جاى شیعه على (ع) بودن و از هنگامى که به جاى شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنى «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده اند و بس، در عزاى همیشگى مانده ایم!چه هوشیارانه دگرگون کرده اند پیام حسین (ع) را و یاران بزرگ و عزیز و جاویدش را، پیامى که خطاب به همه انسانهاست.این که حسین (ع) فریاد مى زند- پس از این که همه عزیزانش را در خون مى بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمى بیند- فریاد مى زند که «آیا کسى هست که مرا یارى کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟» مگر نمى داند که کسى نیست که او را یارى کند و انتقام گیرد؟ این سوال، سوال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سوال انتظار حسین (ع) را از عاشقانش بیان مى کند و دعوت شهادت او را به همه کسانى که براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند اعلام مى نماید.اما این دعوت را،این انتظار یارى از او را،این پیام حسین(ع) را - که «شیعه مى خواهد» و در هر عصرى و هر نسلى، شیعه مى طلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین (ع) اشک مى خواهد، ضجه مى خواهد و دگر هیچ، پیام دیگرى ندارد. مرده است و عزادار مى خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و «پیرو». آرى، این چنین به ما گفته اند و مى گویند! هر انقلابى دو چهره دارد: چهره اول: خون، چهره دوم: پیام.و شهید یعنى حاضر، کسانى که مرگ سرخ را به دست خویش به عنوان نشان دادن عشق خویش به حقیقتى که دارد مى میرد و به عنوان تنها سلاح براى جهاد در راه ارزش هاى بزرگى که دارد مسخ مى شود انتخاب مى کنند، شهیدند حى و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پیشگاه خدا که در پیشگاه خلق نیز و در هر عصرى و قرنى و هر زمان و زمینى و آنها که تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید که آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین (ع) به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب کرده اند، در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندنشان بود، توجیه و تاویل نکرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندنشان تن به ذلت و پستى رها کردن حسین (ع) و تحمل کردن یزید دادند؟ کدام هنوز زنده اند؟هرکس زنده بودن را فقط در یک لش متحرک نمى بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین (ع) با همه وجودش مى بیند، حس مى کند و مرگ کسانى را که به ذلت ها تن داده اند، تا زنده بمانند، مى بیند.آنها نشان دادند، شهید نشان مى دهد و مى آموزد و پیام مى دهد که در برابر ظلم و ستم، اى کسانى که مى پندارید: «نتوانستن از جهاد معاف مى کند»، و اى کسانى که مى گویید: «پیروزى بر خصم هنگامى تحقق دارد که بر خصم غلبه شود»، نه! شهید انسانى است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن، با مرگ خویش بر دشمن پیروز مى شود و اگر دشمنش را نمى کشد، رسوا مى کند.و شهید قلب تاریخ است، همچنان که قلب به رگهاى خشک اندام، خون، حیات و زندگى مى دهد. جامعه اى که رو به مردن مى رود، جامعه اى که فرزندانش ایمان خویش را به خویش از دست داده اند و جامعه اى که به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه اى که تسلیم را تمکین کرده است، جامعه اى که احساس مسوولیت را از یاد برده است و جامعه اى که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است، شهید همچون قلبى، به اندام هاى خشک مرده بى رمق این جامعه، خون خویش را مى رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى بخشد.شهید حاضر است و همیشه جاوید.


دسته بندی : سوزمه قلعه



  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 14:35 - 92/09/24
روزي اميرالمؤمنين علي(ع) وارد جمعي شد و از آن‌ها سؤال کرد: آيا شما مي‌دانيد اميدبخش‌ترين آيه قرآن کريم کدام آيه است؟ هرکس به فراخور حالش آيه‌اي را عنوان کرد:

برخي آيه 48 سوره نساء را خواندند: «إِنَّ اللّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَکَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ»؛ خداوند هرگز شرک را نمى‌بخشد و پايين‌تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى‌بخشد.

امام(ع) در پاسخ فرمودند: خوب است، ولى آنچه من مي‌خواهم نيست.

عده‌اي به قرائت آيه 110 سوره نساء پرداختند: «وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَحيماً»؛ هرکس خلافکار و ظالم باشد ولي استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد يافت.

اما امام(ع) دوباره در پاسخ فرمودند: خوب است ولى آنچه مى‌خواهم نيست.

تعدادي اظهار داشتند آيه 53 سوره زمر است: «يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً»؛ اي بندگان من که در حقّ خود اسراف کرده‌ايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد، زيرا او همه گناهان را مي‌بخشد.

امام(ع) مجدداً فرمودند: خوب است، اما آنچه مى‌خواهم نيست.

برخي آيه 135 سوره آل عمران را قرائت کردند: «وَالَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللّهُ»، کساني که اگر کار زشتي انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، ياد خداوند مي‌کنند و براي گناهان خويش استغفار مي کنند و کيست جز خداوند که گناهان را ببخشد.

بعد از اينکه حضرت علي(ع) نظرات آنان را شنيد، فرمود: از حبيبم رسول خدا(ص) شنيدم که فرمودند: اميد بخش‌ترين آيه در قرآن اين آيه است: «وَأَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفِيَ النَّهارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» (سوره هود،114).

سپس پيامبر اکرم(ص) ادامه دادند: «يا علي! سوگند به خداوندي که مرا بشير و نذير به سوي مردم مبعوث کرد، وقتي که يکى از شما براى وضو گرفتن بر مي‌خيزد، گناهانش از جوارحش مى‏ريزد و زماني که به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش کنار نمى‏رود، مگر آنکه از گناهانش چيزى نمى‏ماند و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏شود، و اگر بين هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش مي‏کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.

بعد فرمودند: يا على! جز اين نيست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آن‌ها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همين حکم را دارد.‏( تفاسير مجمع البيان و کنزالدقائق)


دسته بندی : هجرت-ایران



  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 13:31 - 92/09/24
خیلی ها آنقدر به فکر کسب درآمد بیشتر هستند که حتی در تعطیلات آخر هفته هم دست از اضافه کاری برنمی دارند. اگر به زندگی آدم های مشهور و موفق دنیا نگاهی بیندازید، می بینید زندگی شان در کار و تلاش خلاصه نمی شود. درست که کار کردن بخش مهمی از زندگی شان است اما این آدم ها از تعطیلات آخر هفته غافل نمی شوند و برای داشتن انرژی بیشتر از فعالیت های مختلف کمک می گیرند. در اینجا فرصت خوبی است تا شما هم شیوه زندگی افراد موفق را یاد بگیرید و از همین هفته تعطیلات آخر هفته بهتری داشته باشید. آدم های موفق این ۱۲ برنامه را حتما در زندگی شان پیاده می کنند.

1. از فناوری دور می شوند

افراد موفق و خوشحال خودشان را به اینترنت و دنیای مجازی معتاد نمی کنند و در هر شرایط تعادل را در زندگی در نظر می گیرند. پژوهش های اخیر نشان می دهند دوری از فناوری برای مغزتان مفید است و اعصابتان را آرام می کند؛ به ویژه اگر شغل تان طوری است که بخش زیادی از روز را با رایانه و اینترنت کار می کنید، در روز تعطیل دنیای مجازی را تعطیل کنید. حتی تلفن و موبایل هم می توانند آرامش شما را بر هم بزنند و استرس ایجاد کنند.

میتوانید از دیگر اعضای خانواده هم بخواهید که یک روز تعطیل تماس های کاری را کنار بگذارند و برای تفریح و صحبت دسته جمعی وقت بگذارند. چک کردن ایمیل ها، فیس بوک یا دیگر سایت های مجازی را کنار بگذارید و در دنیای واقعی به دنبال دوستان تازه ای باشید تا از زندگی تان بیشتر لذت ببرید.

2. از قبل برنامه ریزی می کنند

وقتی افراد موفق صبح روزهای تعطیل از خواب بیدار می شوند، از قبل برای روزشان برنامه ریزی کرده اند. اینطور نیست که بعد از خوردن صبحانه و کمی کش و قوس تازه به این فکر باشند که آخر هفته چه کار کنند. افراد موفق از قبل می دانند که قرار است روزشان چطور بگذرد. پس شما هم این نکته را به خاطر بسپارید. البته برنامه ریزی بدان معنی نیست که فقط تصمیم بگیرید تلویزیون تماشا کنید یا در صفحه های اینترنت چرخ بزنید.

برای اینکه به سبک زندگی آدم های موفق نزدیک شوید، بهتر است فعالیت های یک روز تعطیل را در سه تا پنج بخش تقسیم کنید. این برنامه های باید تفریحی و لذتبخش باشند تا روز تعطیل شما با روزهای عادیتان فرق داشته باشد. برنامه ریزی به شما کمک می کند تا بخشی از این فعالیت ها را در کنار دوستانی یا افرادی انجام دهید که از بودن در کنارشان لذت می برید. نتایج یک تحقیق روانشناسی نشان می دهد، برنامه ریزی برای انجام فعالیت های شاد حتی از انجام آنها نیز لذتبخش تر است.

3. مهارت های تازه ای یاد می گیرند

افراد موفق همیشه به دنبال این هستند که در زمینه های مختلف رشد و پیشرفت کنند. برای اینکه شما هم رفتاری مانند آدم های موفق داشته باشید، بدانید تعطیلات آخر هفته باید با روزهای دیگر هفته تان تفاوت داشته باشد، به همین دلیل باید برنامه متفاوتی داشته باشید. بهتر است در روزهای تعطیل کمی برای خودتان وقت بگذارید؛ به فکر یادگیری کارهای تازه ای باشید که از انجام آنها لذت می برید.

اگر به فعالیت های هنری مانند نقاشی، صنایع دستی، موسیقی و ... علاقمندید در کلاس های آموزشی ثبت نام کنید و در خانه زمانی را به انجام کارهای مورد علاقه تان اختصاص دهید. گلکاری و پرورش گیاهان هم کار لذتبخشی است که برای پر کردن اوقات فراغت صبح روزهای تعطیل مناسب به نظر می رسد. انجام فعالیت های مختلف به شما کمک می کنند مغز و بدنتان را از استرس های معمول رها کنیدو انرژی کافی برای یک هفته پرکار را داشته باشید. کارهای هنری مانند غذای روح هستند و در کاهش تنش های هفتگی تاثیر زیادی دارند.

4. برای عصر روز تعطیل برنامه دارند

افراد موفق سعی می کنند از غم و غصه ها دور بمانند چون حالت هایی از غمگینی انرژی شان را کاهش می دهد. در عصر روزهای تعطیل خیلی از افراد با غم و حالت هایی از افسردگی روبرو می شوند که شاید انرژی شان را برای شروع یک هفته خوب و شادی بخش کاهش دهد. به همین دلیل لازم است برای پیشگیری از این غم و ناراحتی ها سرگرمی هایی برای خودتان در نظر بگیرید. می توانید یک مهمانی شام کوچک ترتیب دهید و همراه با دوستان یا افراد خانواده کمی هم گپ بزنید. به هر حال، اگر می بینید که غروب روز تعطیل برایتان دلگیر و غم انگیز است، از قبل به فکر برنامه ریزی باشید.

5. به سفر کوتاه می روند

یکی از بهترین راه ها برای کاهش استرس و بازیابی انرژی از دست رفته، سفر کردن است. افراد موفق از هر فرصتی برای خارج شدن از شهر و ورود به طبیعت استفاده می کنند. برنامه های طبیعت گردی یک روزه برای تخلیه فشارهای روحی بسیار موثر است. پس خودتان را به محیط شهری محدود نکنید و آخر هفته ها برای گشت و گذار در طبیعت هم برنامه داشته باشید.

6. استراحت می کنند

آدم های موفق و خوشحال تعطیلات آخر هفته در کارهای مختلف غرق نمی شوند و کمی استراحت می کنند. یک چرت کوتاه بعدازظهر می تواند مفید باشد و به رفع خستگی شما کمک کند.

7. مطالعه می کنند

بیشتر افراد موفق از مطالعه غافل نمی شوند و آخر هفته ها برنامه ای برای خواندن کتاب و مجلات دارندا. وقتی مطالعه می کنید ذهن شما فعال می ماند و در طول هفته ایده های خلاقانه بیشتری به ذهن تان می رسد. پس در تعطیلات آخر هفته از این اصل غافل نشوید تا زندگی خوب و موفق تری داشته باشید.

8. ورزش می کنند

شاید در بین اطرافیان شما افراد به ظاهر موفقی پیدا شوند که اتفاقا چاق و کم تحرک هستند اما وقتی این افراد را می بینید باید بدانید که شاید در کسب و کار موفق باشند اما به طور حتم زندگی شان کاملا موفقیت آمیز نیست چون بک زندگی سالمی ندارند و ورزش نمی کنند.

افراد موفق دنیا در طول هفته ورزش می کنند و در تعطیلات آخر هفته به دنبال این هستند که ضمن تفریح و گردش، فعالیت بدنی خوبی داشته باشند. بنابراین اگر شما در طول هفته فرصت ندارید چهار تا پنج بار ورزش کنید، تعطیلات آخر هفته را غنیمت بشمارید چون فرصت مناسبی است که با تمرین های بدنی و ذهنی، مغز و بدنتان را سالم نگه دارید. دوچرخه سواری، شنا، کوهنوردی یا حتی پیاده روی ساده ورزش های مفیدی هستند که انرژی خوبی را به شما تزریق می کنند. اگر این ورزش ها را در کنار دوستان انجام دهید، آخر هفته تان مفرح تر می شود.

9. تنها نمی مانند

آدم های موفق خوب می دانند که یکی از رموز موفقیت، برقراری ارتباط با دیگر آدم هاست. ما انسان ها موجواتی اجتماعی هستیم و برای داشتن زندگی خوب و موفق لازم است با دیگران در تماس باشیم. پژوهش ها نشان می دهد ارتباط با دوستان و افراد و خوب و مثبت اندیش در افزایش شادی و نشاط شما نقش زیادی دارد. تعطیلات آخر هفته بهترین فرصت برای معاشرت با دوستان است. پس پیله تنهایی را از خودتان دور کنید و اجتماعی تر باشید تا درهای موفقبت به روی شما باز شود.

10. برای خانواده شان وقت می گذارند

افراد موفق به کارشان اهمیت می دهند اما خانواده را فراموش نمی کنند. اگر شما هم در طول هفته زیاد کار می کنید آخر هفته ها فرصت مناسبی است که برای خانواده و دوستانتان وقت بگذارید. خانواده های خوشحال و خوشبخت برای شادی خودشان برنامه دارند. رفتن به رستوران، پیک نیک خانوادگی یا حتی شرکت در یک فعالیت مذهبی در کنار دیگر افراد خانواده حس خوبی را در شما ایجاد می کند و عادت خوبی است که گاهی خاطرات فراموش نشدنی بر جای می گذارد. تداوم این برنامه ها در خوشحالی خانوادگی و موفقیت بیشتر شما تاثیر دارد.

گروهی از افراد پر کار روز تعطیل را به انجام کارهای دیگری اختصاص می دهند تا درآمد بیشتری داشته باشند. شاید با پرکاری بخشی از مشکلات اقتصادیتان برطرف شود یا برای آینده پس اندازتان داشته باشید اما در طولانی مدت رضایت شما از زندگی تان کم می شود و شادی هایتان رنگ می بازند.

11. در فعالیت های داوطلبانه شرکت می کنند

افراد موفق برای شرکت در کارهای خیرخواهانه زمانی را در نظر می گیرند. خیلی از افراد مشهور و موفق در بنیادهای خیریه حاضر می شوند و بخشی از وقت شان را برای کمک به دیگران اختصاص می دهند. اگر می خواهید از خودتان راضی تر باشید و احساسات مثبت داشته باشید، روز تعطیل فرصت خوبی است تا به انجمن های خیریه سری بزنید. بعضی از این انجمن ها از بیماران، سالمندان یا کودکان کار حمایت می کنند و گروهی دیگر مدافع محیط زیست هستند و در مناسبت هایی مانند روز درختکاری، برنامه دارند. وقتی در چند انجمن خیریه عضو باشید با افراد تازه ای دوست می شوید که با شما علایق مشترک دارند.

12. زودتر از خواب بیدار می شوند

آدم های موفق سحرخیز هستند. ممکن است دلتان بخواهد صبح روزهای تعطیل بیش از معمول بخوابید اما این روز فوق العاده را در رختخواب نگذرانید. اگر فکر می کنید صبح روز تعطیل زمانی برای تمیز کردن خانه، شستن لباس ها و غذا پختن نیست، توصیه می شود کمی سحرخیزی را چاشنی روز تعطیل تان کنید و با زودتر بیدار شدن، زمان بیشتری داشته باشید. توصیه می شود قبل از انجام کارهای معمول بروید و ورزش کنید.

دسته بندی : جامعه



  • نویسنده : محمدمیر پاینده
  • تاریخ : 11:53 - 92/08/22


انّ لقتل الحسین حرارهً فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا.
کشته شدن حسین علیه‌السلام چُنان داغی است در دل مومنان، که هیچ‌گاه سرد نشود.



دسته بندی : علمی،فرهنگی